جلال الدين الرومي

76

فيه ما فيه ( فارسى )

همچنان محتاجيم كه اندرون زندان بوديم تا ما را از اين زندان عالم ظلمانى بيرون آرى « 1 » به عالم انبيا كه نورانى است . اكنون چرا ما را همان اخلاص برون زندان و برون حالت درد نمىآيد ؟ هزار خيال فرود مىآيد كه عجب فايده كند يا نكند ؟ و تأثير اين خيال هزار كاهلى و ملامت مىدهد . آن يقين خيال‌سوز كو ؟ » خداى تعالى « 2 » جواب مىفرمايد كه « آنچ گفتم نفس حيوانى شما عدوست شما را و مرا كه لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ « * » . هماره اين عدو را در زندان مجاهده داريد كه چون او در زندان است و در بلا و رنج « 3 » ، اخلاص تو روى نمايد و قوّت گيرد هزار بار آزمودى كه از رنج دندان و درد سر « 4 » از خوف تو را « 5 » اخلاص پديد آمد چرا دربند راحت تن گشتى و در تيمار او مشغول شدى ؟ سر رشته را فراموش مكنيد « 6 » و پيوسته نفس را بىمراد داريد تا به مراد ابدى برسيد و از زندان تاريكى خلاص يابيد كه وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى « * * » . »

--> ( 1 ) . ح : آورى ( 2 ) . ح : ( تعالى ) ندارد ( * ) . سورهء ممتحنه آيهء 1 ( 3 ) . ح : و در بلاست و در رنج است ( 4 ) . ح : و از درد ( 5 ) . ح : و از خوف سر تو را ( 6 ) . اصل : نكنيد ( * * ) . ح : سورهء نازعات آيهء 40 و 41